استراتژیهای مشابهی را میتوان در گسترش دادگاه در لئون، اسپانیا، توسط Enrique Bardají & Asociados مشاهده کرد. در تالار شهر Westland در Naaldwijk، هلند، طراحی شده توسط architectenbureau cepezed. و در دادگاه قانون ملکه الیزابت دوم در کوئینزلند، استرالیا، توسط معماران معمار + Guymer Bailey. دومی “از طراحی سنتی دادگاه فاصله می گیرد و فضاهای باز، در دسترس و شفاف را فراهم می کند که برای بیان ارزش ها در قلب شیوه زندگی دموکراتیک ما از جمله انصاف و صراحت طراحی شده است.”
به نظر می رسد جعبه های لعاب دار، با یا بدون محافظ خورشید، پوشیده شده توسط متنوع ترین سازه ها، کهن الگوی جدیدی را برای موسسات و ساختمان های دولتی تشکیل می دهند. استحکام و کدورت ساختمانهای کلاسیک که سالها نه تنها از نظر عملکرد، بلکه به صورت نمادین در خدمت دولت بودهاند، در قرن بیستم تحت یک اسکن اشعه ایکس قرار گرفتهاند که تنها تصویری از یک اسکلت ساختاری با نور و نور را به جا گذاشته است. پاکت محسوس ارزشهای پشت این ترجمه نشاندهنده تعهد بیشتر این نهادها به دموکراسی و مردم است، اما بسیاری از نمونههای تثبیتشده نشان میدهند که این همبستگی میتواند مشکوک یا حتی بیدقت باشد. پس چرا معماران به طراحی این ساختمان ها ادامه می دهند؟ آیا به دلیل علاقه به فضایل باستانی شفافیت است یا به دلیل یک امید ساده لوحانه که صرفاً شفاف به نظر می رسند؟
یک معماری شفاف و ابری که نتواند به وضوح آنچه را که در فضای داخلی آنها می گذرد آشکار کند، شاید بهتر نماد سناریوی سیاسی فعلی باشد. در چنین لحظه چالش برانگیزی برای دموکراسی و حقوق بشر، شکی نیست که ساختمان های شفاف می توانند پناهگاه دولت های اقتدارگرا، غیرشفاف و فاشیستی باشند.