امروزه، در مورد اهمیت فرآیندهای طراحی مشارکتی که شامل ایجاد مشترک می شود، بسیار گفته می شود، و زمینه ای را تأیید می کند که در آن فضای کمتر و کمتری برای کار فردی و بسیار بیشتر برای منطق جمعی و خلق مشترک وجود دارد. بنابراین، این ایده که اثر منحصراً توسط معمار خلق شده است، قبلاً به عنوان تحریف واقعیت پیچیده طراحی یک پروژه، فراتر رفتن از کادر فنی و همچنین افزودن جامعه و کاربران آن درک می شود.
این روحیه همکاری بدون شک یکی از رهنمودهای بزرگ قرن جدید است، لحظه ای که در آن لازم است برای معکوس کردن تغییرات اقلیمی و مقابله با مشکلات ناشی از بهره برداری فزاینده از منابع طبیعی، نیروها را متحد کنیم. از این نظر، همکاری به سطح دیگری رسیده است که شامل روابط بین انسان ها و همچنین بین گونه های مختلف می شود. ممکن است در نگرشهایمان «بازگشت به طبیعت» را درک کنیم که به ما امکان میدهد به آنچه که ما را احاطه کرده است توجه کنیم و ما را به دنبال راهحلهای ساده و هوشمندانه برای نوآوریهای فضایی خود برانگیزد. این همکاری بین گونهای ممکن است تا حدودی فاضله به نظر برسد، اما ثابت کرده است که روش جالبی برای تولید پروژههای انعطافپذیری است که ارزش زندگی غیرانسانی را نجات میدهند و تشخیص میدهند.
پیشرفت همیشه با تکنیک های از خود بیگانگی در هم آمیخته است که انسان ها و موجودات دیگر را در طول تاریخ به منابع تبدیل می کند. این تکنیک ها گونه ها را از هم جدا کرده و بقای مشترک را پنهان کرده است. تلاش های زیادی برای کنار گذاشتن انسان محوری و دور شدن از پارادایم انسان-حیوان برای پرداختن به این موضوع انجام می شود. جهانی «زیست محوری» که بر کثرت گونه ها متمرکز شده و بر روابط مشارکتی مبتنی بر وابستگی متقابل و کمتر بر استثمار بنا شده است.
در معماری، بیومیمیک یکی از اولین بازتاب های این رابطه جدید است. می توان آن را به عنوان شکلی از همکاری درک کرد که در آن فرد به دنبال درک عملکرد برخی از سازه های ایجاد شده توسط طبیعت برای به کارگیری آنها در ساخت و سازهای عمرانی است. یکی از معروفترین نمونهها، سیستم خنککننده غیرفعال در ساختمان مرکز ایستگیت Mick Pearce در زیمبابوه است که شکل تپههای موریانه آفریقایی را تقلید میکند تا دمای داخلی ثابتی را علیرغم تغییرات دمایی وسیع منطقه حفظ کند. از هوای خنک شب برای خنک کردن فضاهای داخلی استفاده می کند. در طول روز، این هوا از طریق دودکش از طبقه همکف به سمت طبقات بالا می رود. علاوه بر این، پروژههای پارامتری متعددی که از پوسته حشرات، میکروارگانیسمهای سلولی یا ساختارهای آلی الهام گرفته شدهاند، به شما این امکان را میدهند که اجزای ساختاری را برای باز یا بسته شدن با توجه به جهت خورشید، آب و هوا یا برنامه داخلی تنظیم کنید. بسیاری حتی می توانند به محیط واکنش نشان دهند و با شرایط مختلف سازگار شوند. جدا از یک مد پایدار، معماری بیومیمتیک فضایی را برای ایجاد پاسخهای عینی ایجاد میکند که شیوهای از همکاری بین انسان و غیرانسان را از طریق مشاهده طبیعت نشان میدهد.
فراتر از درک طبیعت به عنوان منبع الهام، برخی از پروژه ها گونه های دیگری را برای رویارویی با برخی چالش ها ترکیب می کنند. یک مثال جالب پروژه میلیارد صدف است که هدف آن معرفی صدف ها به آبراه های نیویورک برای تشکیل صخره هایی است که به نوبه خود باعث کاهش سرعت حرکت آب و تاثیر طوفان ها می شود. کیت ارف، مدیر این برنامه، میگوید که این پروژه «تکثیر فعالیتهایی است که به طور طبیعی در یک آب سالمتر اتفاق میافتد». صدف ها را می توان به عنوان بخشی از یک «زیرساخت زنده» درک کرد و نقشی اساسی در عملکرد شهری ایفا کرد.
از طبیعت بهعنوان الهامبخش در بیومیمیک، از طریق استفاده از زیرساختهای زندگی برای بهبود شهری، به نوع دیگری از درگیری بین گونهها میرسیم که مداخلاتی هستند که برای حیوانات دیگر طراحی شدهاند. در این مورد یکی از آموزنده ترین نمونه ها دالان های مهاجرت حیات وحش است. به عنوان راهی برای عقب نشینی و کاهش اثراتی که زیرساخت های انسانی بر طبیعت ایجاد کرده است، هدف این کریدورها تسهیل گردش در مناطقی است که قبلاً توسط اقدامات انسانی تقسیم شده است. به این ترتیب، محیطهای سالم، حمایت و احترام به فرآیندهای طبیعی ترویج میشوند.
تأثیر ما بر محیط زیست به ابعاد بسیار زیادی رسیده است، که ما را با فوریت توسعه روش هایی برای کمک به مقابله با این واقعیت جدید مواجه می کند. معماری، مانند سایر رشتهها، با روی آوردن به طبیعت در موارد مختلف، اعم از الهام، همکاری یا به تصویر کشیدن، تلاش کرده است تا نقش خود را دوباره تجسم کند. از این نظر، درک زیرساختهای غیرانسانی باعث میشود که نقش گونههای دیگر به عنوان همآفرینان فعال، نمادی از اتحاد به سوی آیندهای پایدارتر فکر کند.