چه چیزی یک شهر را مقاوم می کند؟
حدود یک دهه پیش، اصطلاح “برنامه ریزی تاب آوری” در همه جا در محافل اقلیمی رایج شد. این تغییر، در پی رویدادهای غیرقابل پیش بینی فزاینده، تا حدی توسط برنامه 100 شهر تاب آور بنیاد راکفلر شکل گرفت، یک تلاش 6 ساله 160 میلیون دلاری برای ایجاد افسران ارشد تاب آوری در شهرهای سراسر جهان. از آن برنامه، که در سال 2019 به پایان رسید، جانشین آن، Resilient Cities Catalyst (RCC)، یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در نیویورک که در پروژههای «افزایش ظرفیت» فعالیت میکند، ظاهر شد. برای هفته آب و هوا، با سام کارتر، یکی از مدیران موسس RCC، در مورد تعریف او از تاب آوری، برنامه ریزی و روش بشردوستانه سازمان، و چالش افزایش تلاش های اقلیمی صحبت کردم.
بیشتر بخوانید : کناف ایران ، کی پلاس و مزایای آن
MCP: داستان منشا کاتالیزور شهرهای انعطاف پذیر چیست؟
SC: ما آن را در سال 2020 به عنوان ادامه مستقیم برنامه 100 شهر تاب آور و کار انعطاف پذیری گسترده تر بنیاد راکفلر راه اندازی کردیم. من در سال 2013، زمانی که جودیت رودن رئیس جمهور بود، به بنیاد ملحق شدم. او اکنون رئیس هیئت مدیره ما در RCC است. او خیلی به تاب آوری فکر می کرد. «تابآوری» مثل الان سکه قلمرو نبود. در ابتدا این یک کمپین عمدی و با بودجه خوب بود که بنیاد راکفلر اجرا کرد.
MCP: یازده سال بعد، افسران ارشد مقاومت در سراسر جهان وجود دارند. حدود 20 ایالت آنها را دارند. حالا معنی این کلمه چیست؟
SC: تاب آوری قطعاً برای افراد مختلف معنای متفاوتی دارد. این همیشه یک اصطلاح لغزنده بوده است. امیدوارم امروز بهتر از زمانی که شروع کردیم تعریف شود. در سال 2013، ما تقریباً از آن به عنوان یک استعاره استفاده میکردیم – یک اصطلاح جذاب برای به تصویر کشیدن فضای آشفته انطباق و مدیریت تطبیقی. دلیل اینکه ما فکر میکردیم این اصطلاح قدرتمندی است، چالش رایجی بود که همه با آن روبرو بودند: مدیریت عدم اطمینان.
بیشتر بخوانید : نکات مهم در طراحی ویلا
سه نیرو وجود دارد که در حال حاضر سیستم های اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی ما را هدایت می کنند و بر آنها فشار می آورند: تغییرات آب و هوا، جهانی شدن و افزایش جمعیت. این نیروها به گونهای در حال همگرایی هستند که انسانها قبلاً هرگز با آنها دست و پنجه نرم نکرده بودند. ما در مقیاسی بی سابقه عمل می کنیم. از یک طرف وحشتناک است، اما از طرف دیگر، ما هرگز در مورد آینده چیزهای زیادی ندانستیم، هرگز نتوانستیم آنقدر پیش بینی کنیم. در بیشتر تاریخ بشر، ما فقط می دانستیم که در گذشته چه اتفاقی افتاده است. ما مدل های علمی جهانی برای درک چگونگی تغییر آب و هوا نداشتیم. ما اکنون این نقطه برتری منحصر به فرد را در تاریخ بشر داریم که می توانیم جلوتر را ببینیم، که ترسناک است. آیا آینده جهان همیشه ترسناک بود و ما قبلاً آن را نمی دانستیم؟ یا در حال حاضر در یک زمان بیثباتی هستیم؟ من نمی دانم.
بخشی از کاری که ما در 100 شهر تاب آور انجام دادیم، ایجاد یک زبان مشترک برای مردم بود تا تفکر تاب آوری را در مدیریت واقعی به کار ببرند. این شامل ایجاد یک دستورالعمل آموزشی برای افسران تاب آوری بود: شرح شغل چیست؟ آنها در یک حکومت شهری چگونه عمل می کنند؟ آنها به چه منابع، اختیارات و ابزارهایی نیاز دارند؟ علاوه بر ایجاد آن برنامه و ایجاد این شبکه جهانی از افسران ارشد مقاومت، و آموزش آنها و ایجاد گروهها، ما همچنین بودجه توسعه روشهای دقیقتری را برای اندازهگیری و ارزیابی واقعی بودن یا نبودن یک مکان تامین میکردیم.
بیشتر بخوانید : طراحی نما و مصالح مناسب برای آن
MCP: چه چیزی یک مکان را انعطاف پذیر می کند؟
SC: برای من، این به سه ظرفیت اصلی خلاصه می شود. اول، توانایی مقاومت در برابر ضربه وجود دارد، چیزی که من آن را “ظرفیت جذب” می نامم. بنابراین اگر به شهری مانند نیویورک فکر میکنید، زیرساختهای فیزیکی و اجتماعی آن باید بتواند تأثیر رویدادهای ناگهانی را جذب کند – حمله تروریستی، یک بیماری همهگیر، یک ابرطوفان. بیشتر مردم به تاب آوری فکر می کنند. این مانند یک بوکسوری است که ضربه ای دریافت می کند – شما باید ضربه را بگیرید و باز هم به عقب برگردید.
بیشتر بخوانید: نکات مهم در طراحی آشپزخانه
دوم ظرفیت تطبیقی است: اینکه یک شهر چقدر می تواند منابع را جابجا کند و سیستم های خود را برای مدیریت یک بحران بزرگ اصلاح کند. یک مثال خوب از آن نحوه استقرار مجدد منابع دولتی و پزشکی در طول همه گیری است. و سپس ظرفیت سوم، ظرفیت سخت، ظرفیت دگرگون کننده است. توانایی یک جامعه برای گفتن، “این دیگر کار نمی کند.” این چیزی است که ما در جنوب فلوریدا شروع به دیدن کرده ایم، جایی که برخی از املاک غیرقابل بیمه تلقی شده اند. ظرفیت تطبیقی، قرار دادن خانه بر روی پایه است. ظرفیت تحول آفرین می گوید: «ما شهر را جابه جا می کنیم». همه چارچوبهای مختلف و روشهای مختلف تفکر در مورد تابآوری شامل سؤالاتی است: آیا میتوانید ضربه بزنید؟ آیا می توانید وضعیت خود را تطبیق دهید و وضعیت خود را تغییر دهید تا دفعه بعد به این شدت ضربه نخورید؟ یا آیا باید مبارزه را ترک کنید زیرا اکنون مبارزه اشتباهی برای شماست؟
MCP: برخی از ابتکارات فعلی RCC چیست؟
SC: کار ما عمدتاً حول سه حوزه مختلف سازماندهی شده است: محله ها، پروژه ها و مناطق. برنامه محله های تاب آور ما، به رهبری پل نلسون و کورین لتورنو، مستقر در ایالات متحده بوده است، اما اکنون در سطح بین المللی در حال گسترش هستیم. ما در شهرهایی مانند تامپا، هیوستون و فینیکس کار کردهایم و با تورنتو، سیدنی و چنای کار کردهایم. مشکل اصلی که ما سعی در حل آن داریم، از بین رفتن اعتماد بین محله ها و دولت شهر است. در بیشتر مکانهایی که ما کار میکنیم، مقامات به جای مشارکت با آنها، موقعیت مدیریت صداهای جامعه را دارند. در سطح جامعه، بی اعتمادی نسلی وجود دارد. دولت برای آنها کار نکرده است، به ویژه در جوامع فقیر رنگین پوست و سایر جوامع کم درآمد. تصور می شود که حکومت شهر برای شخص دیگری است، به درستی یا نادرست. بنابراین ما این پروژه های تاکتیکی را در آن شهرها انجام داده ایم.
بیشتر بخوانید: نکات مهم در طراحی پلان
سپس ما برنامه پروژه خود را داریم که توسط اندرو سالکین و جب بروگمن رهبری می شود. آنها بر پروژه هایی تمرکز می کنند که برای جوامع حیاتی هستند اما به دلایلی گیر کرده اند. به عنوان مثال، ما در سال گذشته در شهرستان یولو، کالیفرنیا کار کردهایم. این منطقه عمدتاً کشاورزی در شمال ساکرامنتو است که در آن غذاهایی مانند بادام، گوجه فرنگی و انگور شرابی تولید و صادر می شود. با وجود این فراوانی، جامعه محلی با بحران غذایی مواجه است: بسیاری از آنها در بیابان های غذایی با دسترسی محدود به غذای تازه زندگی می کنند و شغل به سختی به دست می آید. گروههای اجتماعی و دولت منطقه تصمیم گرفتند که میخواهند یک مرکز غذایی ایجاد کنند، زیرا آنها نیاز به بازنگری در نحوه خدمت رسانی کشاورزی محلی به جامعه خود میدیدند. هدف ایجاد یک مرکز واحد بود که در آن مواد غذایی بتوانند به صورت محلی فرآوری شوند، به کشاورزان کوچکتر کمک میکرد تا کالاهای خود را به بازار عرضه کنند، شغلهایی را برای فرآوری غذا ایجاد میکردند، اقتصاد محلی را تقویت میکردند و به جامعه دسترسی بهتری به مواد غذایی تازه میدادند.
بیشتر بخوانید : طراحی اتاق نشیمن و باید ها و نباید های آن
MCP: شما مشارکت زیادی دارید. در شرکا به دنبال چه چیزی هستید؟
SC: شراکت همیشه سخت است. ایجاد اعتماد زمان می برد. آنچه ما به میز می آوریم، یک روش آزمایش شده در سطح جهانی، توسط شرکای خوب تکمیل می شود. ما میدانیم چه چیزی در محیطهای مختلف کار میکند، و میتوانیم از منابع بشردوستانه که ممکن است شرکای جامعه نتوانند به آنها دسترسی داشته باشند، پول جمعآوری کنیم. چیزی که ما نداریم دانش عمیق محلی است. اینجاست که شرکا وارد می شوند.
MCP: پس آیا یک نفر وجود دارد که شما سعی می کنید مطمئن شوید که فرد مورد نظر شما مسئول اجرای روی زمین است؟
بیشتر بخوانید : طراحی اتاق خواب کودک و تاثیر آن روی فرزندان
SC: این نقطه شروع خوبی است. اما برای اینکه یک شریک موثر باشد، باید ظرفیت کافی برای ارائه داشته باشد. یک شراکت فقط به این معنا نیست که یک هفته در میان تماس بگیرید، بلکه نیاز به پیگیری و اشتیاق وجود دارد. گاهی برای انتخاب پروژه ها مسابقه ای برگزار می کنیم. ما فراخوانی صادر می کنیم، مردم ایده هایی را پیشنهاد می کنند. ما آن پروژه مرکز غذایی Yolo را از یک فرآیند رقابتی انتخاب کردیم. و چیزهایی که ما به دنبال آن هستیم عبارتند از: آیا یک شبکه یا یک شریک اصلی وجود دارد که بتواند در مقابل ما باشد و ملاقات کند و ارائه دهد؟ آیا آنها برای آن آماده هستند؟ ما همچنین سرمایه گذاری آنها، مالکیت آنها را در یک پروژه آزمایش می کنیم. به خصوص اگر شما منابع را روی میز بگذارید، چه کمک مالی یا کمک فنی، اولین تمایل مردم این است که “آره، من آن را می خواهم!” ما باید غربال کنیم و درک روشنی از اینکه چه کسی واقعاً به آن متعهد است و محتمل ترین تأثیر از انجام این پروژه چیست به دست آوریم. همه اینها بخشی از فرآیند ارزیابی ما است.
بیشتر بخوانید : طراحی اتاق خواب و نقش آن در کیفیت زندگی
MCP: این من را به یک سوال در مورد مقیاس می رساند. ما قبلاً دانش لازم برای رفع بسیاری از مشکلات بزرگ خود را داریم، اما موانع سیاسی هستند. و این یک مانع برای مقیاس است. RCC چه نقشی در گسترش راه حل ها دارد؟
SC: شما مانند یک عضو هیئت مدیره به نظر می رسید! سوال درستی است من یک جواب می دهم که پاسخ سازمانی است، اما یک جنبه فلسفی دارد. پاسخ سازمانی مبتنی بر نحوه ساخت RCC است. در سال 2019 زمانی که در حال برنامه ریزی این سازمان بودیم، لحظه ای داشتیم که به راحتی می توانستیم این را به یک عمل انتفاعی تبدیل کنیم. مردم مایلند برای خدماتی که ما ارائه می کنیم هزینه بپردازند. ما برنده قراردادهایی هستیم که شهرها منعقد می کنند. این بخشی از کار ماست اما ما صراحتاً میخواستیم آن را غیرانتفاعی کنیم زیرا میخواستیم تمرینی باشیم که در هر مکانی که کار میکنیم، ظرفیت بیشتری نسبت به زمانی که شروع کردیم پشت سر بگذاریم.
بیشتر بخوانید : طراحی روف گاردن و فضای سبز و اهمیت بکار گیری آن
ما روی دو نتیجه تمرکز می کنیم. یکی دستیابی به نتایج، ساختن چیزها است. پروژه های واقعی که به نفع مردم است و مکان ها را انعطاف پذیرتر می کند. دیگری این است که مطمئن شویم همه شرکای ما در هنگام خروج ظرفیت بیشتری دارند. ما می دانیم که نمی توانیم برای همیشه در همه جا باشیم. ما فقط یک فروشگاه هستیم و باید صدها نفر با هم کار کنیم و بهترین شیوه ها را به اشتراک بگذاریم. اما مشاوران – نه مشاوران، من با بسیاری از آنها کار می کنم – ساده ترین راه را برای سودآوری دارند. آنها چیزی را کشف می کنند و سپس آن را تکرار می کنند. آنها نمی خواهند به مشتریان خود آموزش دهند که چگونه این کار را انجام دهند، زیرا در این صورت آنها به شما نیازی ندارند.
چیزی استخراج کننده در آن وجود دارد. این به دولتها اجازه میدهد تا روی کاغذ با کارکنان کمتر ظاهر شوند، اما در نهایت به مشاوران یکسانی دستمزد میدهند تا مطالعه مشابهی را انجام دهند. ظرفیت سازی متفاوت است: ما شرکای خود را آموزش می دهیم. ما به آنها منابع اضافی می دهیم، گاهی اوقات به صورت کمک هزینه و جوایز، تا بتوانند افراد جدیدی را استخدام کنند، آنها را مهارت دهند و آنها را بخشی از تیم خود کنند. این همان کاری است که ما می توانیم به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی انجام دهیم که انجام آن به عنوان یک شرکت مشاوره انتفاعی بسیار سخت است.
MCP: و بخش فلسفی سوال؟
SC: ما اساساً باید شیوه سازماندهی جامعه خود را تغییر دهیم. ما نوعی نام خنده دار داریم: کاتالیزور شهرهای انعطاف پذیر. کاتالیزور چیست؟ اما امیدوارم در نوعی لحظه انتقالی وجود داشته باشیم، جایی که سعی میکنیم تمرین را از یک روش فکری که بسیار محدود است تغییر دهیم: من حمل و نقل، بهداشت، آموزش انجام میدهم. ما بهطور سنتی در سیلوها کار میکردیم، اما اکنون، با فشارهایی که سیستمهای ما تحت آن هستند، دیگر نمیتوانیم به این شکل فکر کنیم. ما باید در بخشهای مختلف فکر کنیم، زیرا ارتباطات بین این چیزها بسیار آشکار است و هرگز آشکارتر از یک فاجعه نیست، زمانی که همه چیز شروع به از هم پاشیدن میکند. به عنوان مثال، ما یک بیماری همه گیر داریم و ناگهان با یک بحران زنجیره تامین جهانی مواجه می شویم. علاوه بر آن، افزایش بیکاری وجود دارد و سیستم های بهداشت عمومی حیاتی تحت فشار قرار گرفته اند. این اثرات آبشاری نشان می دهد که سیستم های ما چقدر به هم مرتبط هستند.
بیشتر بخوانید : نقش طراحی داخلی در خلق فضاهای جذاب
سازمان ما در پاسخ به یک نیاز فوری وجود دارد. ما همچنین در حال تجربه این دگرگونی آگاهی به عنوان یک گونه هستیم، جایی که خود را بیشتر در رابطه با طبیعت قرار می دهیم. زیرا ما بسیار با آن مواجه هستیم، با حوادث شدیدتر. من امیدوارم که سازمان ما در نهایت برای پر کردن این شکاف بین نحوه رفتار مردم و نحوه رفتار آنها ضروری نباشد، زیرا این تغییر پارادایم بزرگتر وجود خواهد داشت.
MCP: اما چگونه میتوان بدون پایان سیاسی این کار را انجام داد؟
SC: من فکر نمی کنم شما می توانید. این یک پروژه سیاسی است.
MCP: پیاده سازی با خرید سیاسی وجود دارد، سپس تلاش برای پیاده سازی بدون خرید سیاسی وجود دارد که اغلب می تواند بیهوده به نظر برسد.
بیشتر بخوانید : نکات مهم در طراحی نما ساختمان
SC: ما به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی، محدود به نوع فعالیتهای سیاسی هستیم که میتوانیم در آن شرکت کنیم. ما نمیتوانیم لابی کنیم یا بر قوانین خاصی تأثیر بگذاریم. اما ما سعی میکنیم فضاهایی ایجاد کنیم که صدای جامعه بهتر شنیده شود و فرآیندهایی ایجاد کنیم که در آن دولتها بیشتر در برابر جوامعی که به آنها خدمت میکنند پاسخگو باشند.
MCP: نمونه ای از آن چیست؟
SC: ما به تازگی این مسابقه را در شهر Oceanside، کالیفرنیا به پایان رساندیم. به آن ساحل Re می گویند. برای 40 سال، آنها مشکلی داشتند که هر سال بدتر می شود. این کار با ساخت یک سازه سخت در دهانه بندر آغاز شد که جریان رسوب از منبع طبیعی خود را متوقف کرد. سپس، همانطور که شهر خط ساحلی را سخت تر کرد، افزایش سطح دریا شروع به تأثیرگذاری بر جنوب کالیفرنیا کرد. طوفان ها شدیدتر شدند. مانند بسیاری از شهرهای کوچک در این منطقه، Oceanside همیشه سواحل خود را با آوردن ماسه مدیریت می کرد. در گذشته، قرار دادن شن و ماسه سه تا پنج سال طول می کشید. الان سه ماه طول میکشه هزینه تهیه شن و ماسه به شدت افزایش یافته است زیرا همه چیز گران شده است و منابع رسوب کمتری وجود دارد. یکی از منابع طبیعی رسوب، بلوف ها بودند، اما حدس بزنید چیست؟ آنها بر روی بلوف ها ساخته اند.
بیشتر بخوانید : نکات مهم در طراحی فضای سبز ویلا
دهها سال بود که شهر در تلاش بود تا چگونگی حل این مشکل را بیابد. انگشت اشاره زیادی به خصوص به سمت سپاه مهندسین ارتش بود. در نهایت شهر گفت: “ما نمی توانیم فقط به خرید شن ادامه دهیم. باید اقدام کنیم. این مشکل ماست.” و آنها چند کار جالب انجام دادند! آنها یک مدیر منطقه ساحلی را به عنوان یک پست کلیدی کارکنان استخدام کردند. و با مشارکت او، ما یک مسابقه طراحی بینالمللی را طراحی کردیم که بودجه آن توسط شهر تامین شد. ما یک فرآیند عمومی را اجرا کردیم که در آن تیمهای طراحی وارد شدند، ایدههای خود را به اشتراک گذاشتند و چارتری را اجرا کردند. ما از یک شورای شهر شکاک و دوپاره به تصویب یکپارچه طرح نهایی رسیدیم که هیچ کس فکر نمی کرد امکان پذیر باشد. و به هر حال، طرح برنده واقعاً جالب است. این یک سردر مصنوعی با یک صخره مصنوعی است که با افزایش سطح دریا سازگار می شود، خط ساحلی را مدیریت می کند و موج جدیدی ایجاد می کند.
MCP: این تعامل عملی زیادی است. شما نمی توانید به همه چیز بله بگویید و مشکلات بسیار زیاد هستند، پس چگونه انتخاب می کنید؟
SC: من واقعاً به کالیفرنیای جنوبی به عنوان مکانی خاص برای آوردن تجربیاتم علاقه مند بودم، زیرا بیشتر کارهایی که انجام داده ام در زمینه پس از فاجعه بوده است. اتفاق بدی رخ میدهد، پول شروع به جریان میکند، و سپس فرصتی وجود دارد که آنچه را که وجود داشت دوباره تصور کنید. و سخت است، زیرا مردم می خواهند همه چیز به همان حالت قبلی خود برگردد. این به این موضوع فلسفی می رسد که قبلاً در مورد آن صحبت می کردم. ما باید به جایی برویم که فقط در انتظار وقوع فاجعه نباشیم، تا نحوه رفتار، نحوه زندگی و ساختن خود را تغییر دهیم.
در زمینه ایالات متحده، کالیفرنیای جنوبی فرصتی برای انجام این کار ارائه کرد. ما می خواهیم یک مدل برنامه ریزی در Oceanside ایجاد کنیم که هر شهری بتواند آن را اجرا کند. این یک پروژه آزمایشی است که قرار است چیزی به ما بیاموزد. من به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم که هر شهری به یک صخره مصنوعی و کوهستان نیاز دارد. این چیزی است که برای Oceanside مناسب است. اما روندی که آنها طی کردند کاری است که هر شهری می تواند انجام دهد. این چیزی نبود که یک بشردوستانه هزینه آن را بپردازد. هزینه آن را پرداخت کردند. ما اکنون با شهر کار می کنیم تا مشخص کنیم که چه مکانیسم های سیاستی به آنها اجازه می دهد تا به انجام این نوع کار ادامه دهند. و در نوامبر امسال آنها یک اقدام رای به نام Measure X دارند که در صورت تصویب، بودجه ای را برای تاب آوری سواحل در آینده تخصیص می دهد.
MCP: این تقریباً یک نتیجه عالی برای شما خواهد بود.
SC: باور نکردنی خواهد بود. و باز هم ما لابی نمی کنیم. ما به آنها نگفتیم که این کار را انجام دهند، اما ما آنها را تشویق کرده ایم و به آنها نشان داده ایم که چگونه می توانند این کار را انجام دهند و به عنوان یک شریک، سعی کرده ایم به آنها کمک کنیم تا به این مکان حرکت کنند، جایی که ظرفیت آنها افزایش یافته است. اگر بتوانیم نشان دهیم که چگونه یک شهر با وسعت متوسط در کالیفرنیا می تواند از یک مشکل پیشی بگیرد و اقدامات متفکرانه و متمرکز بر آینده در مورد آن انجام دهد، الهام بخش شهرهای دیگر خواهد بود.
اجرای پروژه تاب آوری با یک پروژه زیرساخت سنتی متفاوت است، زیرا باید به این سیستم های مختلف فکر کنید. فقط این نیست که “اوه، ما داریم یک پل می سازیم.” ما سعی می کنیم برای اقلیم، اهداف کاهش و سازگاری، و برای اهداف اجتماعی و اجتماعی حل کنیم. یکی از تشبیههایی که من استفاده میکنم این است که شما باید نه تنها به انعطافپذیری پلی که میسازید فکر کنید، بلکه باید به این فکر کنید که آن پل با انعطافپذیری جوامعی که به هم متصل میکند چه میکند.
archdaily
